تبلیغات
علم اعداد
خانه درباره من مقدمه آموزش مجازی محاسبه عدد تقدیری وبلاگ تماس با ما
علم اعداد
تاریخ تولد ما اتفاقی نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از اوضاع و شرایط مشخص است
خدا پشت پنجره ایستاده

جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش، سالی برای دیدن پدر بزرگ و مادر بزرگ رفته بودن به مزرعه. مادر بزرگ یک تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. هنگام بازی، جانی به اشتباه یک تیر به سمت اردک خونگی مادر بزرگش پرت کرد که به سر اردک خورد و او را کشت.

 

جانی وحشت زده شد ...

لاشه را برداشت و برد پشت هیزمها پنهان کرد.

وقتی سرش را بلند کرد، دید که خواهرش همه چیز را  ... دیده ... ولی حرفی نزد.


 

مادر بزرگ به سالی گفت : "در شستن ظرفها کمکم کن." ولی سالی گفت : "مامان بزرگ جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه" و زیر لب به جانی گفت : " اردکه رو یادت میاد؟" ...

جانی ظرفها را شست.

 

بعد از ظهر آن روز، پدر بزرگ گفت که میخواهد بچه ها را به ماهیگیری ببرد. ولی مادر بزرگ گفت : "متاسفانه من برای درست کردن شام، به کمک سالی احتیاج دارم" سالی لبخندی زد و گفت : "نگران نباشید. چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه" و زیر لب به جانی گفت : "اردکه رو یادت میاد؟"...

آن روز سالی به ماهیگیری رفت و جانی در درست کردن شام، به مادر بزرگ کمک کرد.


چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارهای خودش، کارهای سالی را هم انجام دهد. بالاخره صبرش تمام شد و دیگر نتونست تحمل کند. پیش مادربزرگ رفت و به همه اتفاقات اعتراف کرد. مادر بزرگ لبخندی زد و او را در آغوش گرفت و گفت : "عزیز دلم، میدونم چی شده. من اون موقع کنار پنجره بودم و همه چیزو دیدم. اما چون خیلی دوستت دارم؛ بخشیدمت. من فقط میخواستم ببینم تا کی میخواهی به سالی اجازه بدی که به خاطر یک اشتباه، تو رو در خدمت خودش بگیره!"


 

******************************


 درس اخلاقی

گذشته شما هر چی که بوده ...

هر کاری که کرده باشید ...

هرکاری که شیطان دائم به رختون میکشه (دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و ...)

هر چه که هست ...

باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده.

همه زندگی شما ...

همه کاراتون رو دیده.

او میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده ...

فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!

بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید؛

نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه.

همیشه به خاطر داشته باشید :

*خدا پشت پنجره ایستاده*